عز الدين حسينى زنجانى
17
راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)
ضمير خود به هنرمندى او اذعان دارد ، امّا با اين حال حاضر نيست به اين حقيقت اقرار كند و در آن فن ، تقدّم او را نسبت به خود بپذيرد ، بلكه برعكس ، او سعى مىكند به هر وسيله ، مسألهء برترى او را به نوعى تحريف نموده و آن شخص را از مرتبهء كمال هنرمندىاش ساقط نمايد . در اين مثال دو مشخّصه وجود دارد : اوّل : قطع ، يقين و جزم به هنرِ رقيب كه البتّه هنوز از مقولهء تصوّر است . دوم : رشك و رقابت . حال اگر در همين جا رشك و حسد بر طرف گردد ، براساس شناخت قبلى ، حالت ديگرى همراه آن به وجود مىآيد ، كه آن حالت عبارت است از : حالت تسليم و خضوع و انقياد . آنچه در مثال بالا از آن طفره رفته است ، اين حالت انقياد و تسليم قلبى است ، كه طبعاً قبل از بر طرف شدن حسد - با وجود علم و يقين - مورد تحريف و انكار واقع مىشود . تا اين جا ثابت شد كه ايمان تنها عقد سلبى مدّعى « 1 » ( معرفت ) نيست ، بلكه نياز به عقد و عنصر ديگرى به نام تسليم و انقياد دارد كه توضيح و شرح آن خواهد آمد . مفهوم ايمان در قرآن اگرچه در قرآن ، شناخت قلبى مقدّمهء حصول ايمان است ، ليكن تحقّق آن هنگامى است كه انقياد و تسليم ضميمهء شناخت و معرفت شود ؛ چنانكه خود قرآن كريم دربارهء فرعون بيان مىفرمايد : « وَجاوَزْنا بِبَنىإِسرائيلَ البَحرَ فَأتْبَعَهُم فِرْعَونُ وَجُنُودُهُ بَغياً
--> ( 1 ) . مدّعى ، دو عقد دارد : الف ) عقد سلبى . ب ) عقد ايجابى . عقد سلبى عبارت است از : همانمعرفت عدم كفايت شناخت هر چند به درجهء يقين باشد ، و عقد ايجابى عبارت است از : عنصر تسليم و انقياد كه اگر اين عنصر ضميمه نشود ، اصل ايمان تحقق ندارد